هیچی تغییر نکرده هنوزم این مگسای لعنتی توی مغز من میچرخنو صدای وز وزشون دیوونم میکنه. سرم درد میکنه و دوست دارم تا آخر عمرم بشینمو با بیهوده ترین کارای دنیا سرمو گرم کنم. شاید بود و نبود آدما تاثیر داشته باشه ولی تو کل قضیه تغیری ایجاد نمیکنه. از اولش سرمون زیر یه گه بوده. توی این کثافت نفس میکشیمو شبمونو صبح میکنیم و با کوچکترین اتفاقی بزرگترین خوشیا رو تجربه مبکنیم. هه... آدمای بیچاره.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستمی